خواهرم! چادرت ارزش است باور کن...

چقدر سخت است باور نبودنش ...!

 
 
خبر درگذشت جوان ناکام همکار فداکار و تلاشگر عرصه تعلیم و تربیت، بانوی نمونه
 
حیا و ادب و اخلاق، مرحومه مغفوره خانم لیلی آذربیک رحمت الله علیه موجب تألم و
 
تأثر خاطر جامعه فرهنگیان انگوت، دوستان و آشنایان گردید.

اندوه ما در غم از دست دادن این عزیز بزرگوار در واژه ها نمی گنجد. تنها می توانیم

آرزو کنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوست عزیز به اندازه ی دریای غم شان

باشد.

با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از

این میهمان جدید پذیرایی کند.

 

همایش بزرگ پیاده روی بانوان انگوت

همایش بزرگ پیاده روی بانوان انگوت

به مناسبت گرامیداشت روز مادر و هفته معلم

با همکاری مشاور امور بانوان و

مشاور جوان اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت

و  اداره تربیت بدنی شهرستان گرمی

به روایت تصویر

معلمی عشق است

 معلمی شغل نیست. عشق است. ذوق است. ایثار و فداکاریست. اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست، بر تو مبارک.

 استاد شهید، مرتضی مطهری

روز معلم

 

ديروز ميگفتم : مشقهايم را خط بزن  ... مرا مزن
روي تخته خط بكش  ... گوشم را مكش
مهر را در دلم جاري بكن ... جريمه مكن
هرچه تكليف ميخواهي بگير ... امتحان سخت مگير
اما اكنون اي معلم عزيزم ...
مرا بزن  ... گوشم را بكش ... جريمه بكن ... امتحان سخت بگير
فقط مرا يك لحظه به دوران خوب مدرسه بازگردان ...

...

مادرم

 

قبل ترها فقط چشم هایت را دوست داشتم
حالا چین و چروک های کنارشان را هم دوست دارم
مــــــــــــــــــــــــادرم

 

السلام عليک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ

یاوران حجاب

السلام عليک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ،
 یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا،
اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ،
وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا،
یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ
 
خزان زودهنگام وكبودشدن ياس بوستان پيامبرتسليت باد

در تلاطم زمان ...

 

در....
تلــــــــاطــــــــــم زمــــــــــان....
بـــــــــر دل ســـــــیـــــــــاه خویـــــــــــــش.....
نام زیبایــــــــتـــــــــ را مــــــــی نویـــــــــــســـــــــم.....

یا مهدی............

*تسلیت به داغ دیدگان بوشهری*

 

زمین، باز هم لرزید و مادران و پدران سرزمینمان کاشانه مهرشان‌ فرو ریخت و کرشمه بیداد، کودکانی را بی پناه و تنها ساخت.


باری دگر، دست‌های توانمند سازنده را خورشید مهر سازیم و کمک‌رسان شویم‌ تا


نگاهی را آرام و دلی را شاد کنیم

 

Photo-skin.ir-Light241

 

22بهمن

 

عکس, متن ادبی برای 22 بهمن   1390

۲۲ بهمن را با حضور خود زیباتر از سال پیش بکن این راهپیمایی بی نظیر با حضور تو رنگین تر می شود

دهه فجر

 

fg10 متن ادبی درباره دهه فجر

جمعیت فوج فوج خودش را به فرودگاه می‏رساند. ایران دریایی شده بود خروشان که می‏خواست در اقیانوس قلب تو حل شود. چشم‏ها آسمان را نگاه می‏کرد هم‏چون منجمّی که می‏خواهد مهم‏ترین ستاره را پس از سال‏ها دوباره رصد کند.
ایران قلبی شده بود که هر لحظه در انتظار این واقعه سرنوشت‏ساز می‏تپید. خیابان‏ها با دسته گل‏های مردم تزئین شده بود…
زمین از شور این دیدار در پوست خود نمی‏گنجید. آسمان آن‏قدر پاک نفس می‏کشید که گویی آزادترین لحظه را به خود می‏بیند. زمان، دوران ستم را به عقب و عقب‏تر می‏راند تا به آخرین دقایق خود برساند. عقربه‏ها هم انگار طاقت حتی یک دقیقه را نداشتند. همه چیز و همه کس می‏خواست زودتر خود را به لحظه موعود برساند. به آن لحظات باشکوه، به آن لحظات به یاد ماندنی، لحظه دیدار یک پیر با مریدانش، لحظه پیوستن دریا به اقیانوس، لحظه رهایی پرندگان، لحظه شکستن زنجیرها، لحظه به پایان رسیدن سال‏های دوری و غربت.
آری، تو آمدی با آن نگاه نافذت، با همان ابهت همیشگی‏ات و با آن کلام شیوایت.
ای روح بلند، خدا را در تمام زندگی‏ات دیدیم و پاکی را در تمام وجودت یافتیم. ای سراسر پاکی؛ ای سراسر ایمان! نمی‏دانم آن لحظه‏ای که آرام در آسمان خدا پرواز می‏کردی، چه نیرویی ترس را در نظرت هیچ شمرد؟ و چه قدرتی تو را هم‏چون پرنده‏ای سبکبال به آشیانه رساند؟ آن روز فوج فوج مردم مرواریدهای اشکشان را تقدیم تو می‏کردند و تنها حضور تو، پاسخ این همه اشتیاق بود.
آرام و مهربان از پلّه‏های هواپیما پایین آمدی؛ قدم در بوستانی می‏گذاشتی که باغبان گل‏هایش خودت بودی. آری! این‏ها همان «یاران در گهواره‏اند» که امروز با پای برهنه سر از پا نمی‏شناسند. این‏ها همان جوانانی هستند که «امید و آینده این کشورند».
ای میله‏های سرد تحکّم خدا حافظ …

برگزاری مسابقه کتابخوانی "پرسمان حجاب"

 اداره آموزش و پرورش منطقه انگـــــوت

با همکـــاری مشاور امــــــور بــــــانوان

و مشاور جوان این اداره برگزار می کند:

مسابقه کتابخوانی "پرسمان حجاب"

ویژه دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی و دبیرستان منطقه انگوت

به مناسبت ۱۷ دی، سالــــروز اجرای طرح استعماری کشف حجاب

«پرسمان حجاب؛ پژوهشی در باب پوشش از ديدگاه قرآن» نوشته حسين مهدی‌زاده

برای دریافت سوالات این مسابقه به ادامه مطلب... مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

حجاب از منظر آیت الله صافی گلپایگانی

شعری از آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت ۱۷ دی

اجـــــرای طرح استعماری کشف حجاب توسط رضاشاه

یاوران حجاب

نمود آن بدسرشت کمتر از زن
برهنه بانوان در کـــوی و برزن

پــــی کشف حجــــاب آن ناکس پست
بسی کشت و بسی آزرد وبس خست

زن و دخـتر به دست پاسبانان
به هر کوی و گذر نالان وگریان

برای قسمتی اشرار بی عـار
درِفحشا گشود آن شوم غدار

چه باعفت زنی کز خوف جان داد
چه آبستن زنی کـــــو حمل بنهاد

بســــا محجوبه کز ضرب لگد مرد
بسا مستوره کاندامش شده خرد

همه جــــــا زود جشن آن گرفتند
به میل خویشتن بس یاوه بستند

زن اندر کــل دنیا هست آزاد
کجا دیده زنی این گونه بیداد

چرا مجبور در کشف حجــاب است
چرا این گونه در رنج و عذاب است

بر ایشان بیش از اندازه جفا رفت
هــــوای نفس را بین تا کجا رفت

اگر می بود ما را غیــــرت دین
نمی کردیم از این ظلم تمکین

چنان داد اختیار خیـل نسوان
به دست بی مروت پاسبانان

که شد هر بی سروپا حکم فرما
بر آن بیچارگــــان ز اعلا و ادنـــا

مگو نظمیه ،کـو دار جنایت
در او گرد آمده اهل غوایت

چه خیری پس در این کشف حجاب است؟
چه کس سیــــراب، آخر زین سراب است؟

هزاران زحمــت آرد بی حجابی
به دل ها کینه کارد بی حجابی

هزاران فتنه ها در اوست اندر
هلاک عالمی در اوست مضمر

حجاب از بهر زن فخر و وقار است
برایش در دو عالــــم افتخار است

برنامه های اجرایی در آموزش و پرورش منطقه انگوت به مناسبت 17 دی

به مناسبت فرارسیدن ۱۷ دی روز "اجرای طرح استعماری حذف حجاب توسط رضاخان"، مشاور امور بانوان، خانم مهدوی، و مشاور جوان اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت، خانم صادقی با ریاست محترم این اداره، آقای معرفت، تشکیل جلسه دادند.

در این جلسه که به منظور هماهنگی برنامه های پیشنهادی این مناسبت، تشکیل شده بود، آقای معرفت با اشاره به فرمایش دکتر شهید بهشتی مبنی بر اینکه "زن در اسلام زنده، سازنده و رزمنده است به شرط آنکه لباس رزمش، لباس عفتش باشد."، به تبیین مسئله حجاب و اهمیت رعایت آن در بین دانش آموزان و فرهنگیان پرداختند. ایشان حجاب را کلید نزدیکی به فاطمه زهرا(س) عنوان کردند و بانوان را به الگوگرفتن از سیره ی عملی این بزرگوار دعوت کردند.

سپس هریک از مشاوران اداره پیشنهادات و برنامه های خود را در این زمینه بیان کردند و در پایان مقرر گردید که:

۱- بروشور حجاب تهیه شده توسط مشاور امور بانوان منطقه در مدارس توزیع گردد.

۲- ایستگاه نقاشی با موضوع حجاب در مدرسه ابتدایی ۲۲بهمن انگوت برپا شود.

۳- گفتمان دینی با محوریت حجاب ویژه دانش آموزان متوسطه دختر در دبیرستان شرف برگزار گردد.

۴- مسابقه ی کتابخوانی "پرسمان حجاب" ویژه دانش آموزان دختر برگزار گردد.

۵- موضوعات جلسه حلقه های شجره طیبه صالحین دانش آموزی و فرهنگیان به حجاب اختصاص داده شود.

۶- بانوان فرهنگی محجبه شناسایی و جهت تجلیل به اداره معرفی گردند.

عزاداری هیئت متوسلین حضرت رقیه(س) آموزشگاه فاطمة الزهرای انگوت

هیئت متوسلین حضرت رقیه (س) که بصورت خودجوش و متشکل از بانوان فرهنگی آموزشگاه فاطمة الزهرای انگوت است، سالانه به مناسبت پنجم صفر، سالروز شهادت این بانوی کوچک سه ساله، با پهن کردن سفره نذری و برگزاری برنامه های مذهبی، شهادت بانو را به سوگ می نشینند.

امسال نیز طبق روال سنوات قبل این مراسم با همت بانوان فرهنگی آموزشگاه و با حضور ریاست محترم اداره و هئیت همراه، اعضای انجمن اولیا و مربیان روز یکشنبه مورخه ۳/۱۰/۹۱ در محل نمازخانه آموزشگاه برگزار گردید.

بعد از قرائت کلام وحی توسط یکی از دانش آموزان، ریاست محترم اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت، آقای معرفت، در بیانات کوتاهی درباره ی شخصیت والای حضرت رقیه (س) و مصیبت های وارده بر این دختر کوچک امام حسین(ع) سخن راندند. ایشان از صبر و دیانت بانو در غم از دست دادن پدر و برادرانش یاد کردند و اسارت و شکنجه های ایشان را در خرابه ی شام جلوه ای از صبر و استقامت دانستند و همه را به الگوگیری از یادگار امام حسین(ع) دعوت کردند.

بعد از آن، مداح اهل بیت، آقای سیدهمتی با نوحه خوانی و ذکر مصیبت سه ساله کربلا، حاضرین را به اوج معنویت رساند و اشک ها را در سوگ این عزیز روانه ساختند.

مشکلات زنان شاغل : سبزی پاک کردن مردان عار نیست

TRGVVVVVVVV56MGK
  

  بعدازظهر كه فريده از اداره به خانه مي آيد تازه شيفت دوم كارش شروع مي شود. از همان تعاوني اداره شان بخشي از خريد خانه را انجام مي دهد و برنامه شام را در ذهنش مرور مي كند. وقتي وارد مي شود خانه همان طور است كه فكرش را مي كرد، ريخته و پاشيده، انبوه ظرف هاي نشسته اي كه مثل هميشه ساعت ها به انتظار او نشسته اند، با بچه هايي كه كلي رسيدگي لازم دارند و البته شوهر. كاش شوهرش تا رسيدن او يكي از اين كارها را انجام داده باشد. فكرهايش را يكبار ديگر مرور مي كند و تصميمش را مي گيرد: «بايد باهاش حرف بزنم. اين جوري ديگه نمي كشم. الان يك ماه است رگ قلبم تير مي كشد و نفسم را بند مي آورد، اما وقت نمي كنم برم دكتر. اون هم بيچاره كار مي كنه ولي بايد شرايط منو درك كنه. اگه بگم مي فهمه. مرد دل رحميه. همين امشب...»
    
    در خانه را باز مي كند و چشمش به ميهمان ها مي افتد. مادر شوهر با دختر و پسرش آمده اند. بعد از سلام عليك و خوشامد، حتي وقت آه كشيدن را هم ندارد. به سرعت روانه آشپزخانه مي شود. كاش بتواند كمك به مشق شب بچه ها را به عهده مهمان ها بگذارد. روي شوهر نمي توان حساب كرد. امشب او هم در خانه خودش ميهمان است. بارها ديده كه خجالت مي كشد جلوي مادرش در خانه كار كند. مادرشوهرش هرگز اجازه نمي داده پسرهايش در خانه يك ليوان آب بردارند. همين الان هم معلوم نيست دوباره نگويد زن بايد زنيت داشته باشد و زن هاي قديم تا سركه ترشي و نشاسته شيريني شان را در خانه درست مي كردند و هيچ چيز از بيرون نمي خريدند...
    
    فريده در اين مشكل خود تنها نيست. با رشد اشتغال زنان خارج از خانه، مسايل جديدي در ارتباط با حقوق زنان پديد آمد كه نياز به بازبيني و باز تعريف نقش ها و تقسيم كار بين دو جنس و حدود مسووليت ها و حقوق را طلب مي كرد. يكي از مهم ترين آن ها كه هم اكنون به مشغله فكري فمينيست هاي فرانسوي شده; موضوع وظايف خانگي زنان شاغل است. اين زنان علاوه بركار خارج از خانه و تامين بخش يا كل هزينه خانواده پس از ورود به خانه با همان وظايف سنتي هم مواجه هستند. در تحقيقي كه اخيرا ً از طرف يكي از سازمان هاي پژوهشي زنان در فرانسه به چاپ رسيد گفته شده است كه 75 درصد زنان شاغل فرانسوي به نسبت مردان زندگي شان _سه ساعت بيش تر كار مي كنند. نتيجه تحقيق طرفداران برابري حقوق زن و مرد را به باز بيني مسايل اشتغال زنان انداخته است. برخي راه حل را در اشتغال نيمه وقت زنان مي دانند. به اين ترتيب هم جامعه از نيروي زنان بهره مند مي شود و فرد ارتباطش را با بازار كار و جامعه حفظ مي كند و هم زنان مي توانند به وظايف مادري و خانه داري خود برسند.
    
    فيروزه مظاهري، روانشناس و مددكار خانواده مي گويد: «مساله اين جاست كه يك زن شاغل ظاهراً هشت ساعت و در واقع بيش تر از آن در بيرون خانه كار مي كند. اگر زماني كه بايد بيدار و حاضر شود تا به سركار برود و زمان برگشت كه در راه است را نيز به اين ميزان اضافه كنيم از هشت ساعت حتماً بيش تر است. علاوه برآن به خانه برمي گردد كه مسووليت آن را نيز به عهده دارد. اين انصاف نيست كه از او همان توقعات يك زن خانه دار تمام وقت را داشته باشند. انتظار انجام وظايفي كه به طور سنتي برعهده او بوده و اكنون با عوض شدن نقش ها ديگر زن توانايي يا فرصت انجام آن را ندارد. طبيعي است كه نياز به همياري شوهرش داشته باشد. شوهري كه گاه زودتر از او از سركار برگشته يا اصلاً در خانه بوده است. كمك مردان در كار خانه به ادامه زندگي مشترك كمك مي كند و از دعواها و دلخوري هاي زندگي زناشويي مي كاهد. من در اين ميان نگرش اجتماع را مهم مي دانم. مردان ما مي خواهند و مي دانند كه لازم است كه در كار خانه به همسران شاغل خود كمك كنند، اما آن ها مي ترسند ديگران آن ها را تمسخر كنند نگرش عمومي نسبت به كار مردان در خانه بايد تغيير كند. آشپزي، بچه داري يا سبزي پاك كردن براي مردان ننگ نيست.
    
    مردان صورتي
    
    مظاهري به نكته ظريفي هم اشاره مي كند كه از موانع برابري زن و مرد است و آن مساله هويت مردانه است. الگوي سنتي مردانگي، مرد را نان آور و رييس خانواده مي شناسد كه در ضمن جدي، خشن و يك دنده است. در حالي كه هويت مردانه براي جهان امروز نياز به باز تعريف دارد. در جهاني كه خشونت مذموم است و ثابت شده كه خشونت، بيش از زنان و كودكان، از مردان قرباني مي گيرد، ديگر جمله «مرد بايد خشن باشد» خنده دار است.
    
    معصومي، جامعه شناس ايراني مقيم كانادا به پديده «مردان صورتي» اشاره مي كند: «در جامعه مدرن آن هم در جامعه اي مانند كبك كه رشد و توسعه امروزي آن مديون كار زنان است و با وجود انبوه متخصصان و كارمندان زن، رانندگان مترو و كاميون و وزير و مهندس و... طبيعي است كه تعاريف و نقش هاي قديمي مرد و زن نيز تغيير يافته است. شما با زناني روبه رو مي شويد كه مانند مردان محكم راه مي روند و كار مي كنند و در طرف ديگر مرداني را مي بينيد كه خشونت و نيروي مردانه شان تلطيف شده و به اصطلاح مردان صورتي ناميده مي شوند. مرداني كه به دليل تجرد يا علاقه شخصي در كارهايي مانند آشپزي و خانه داري مانند يك كدبانو ماهرند و بيرون از خانه نيز كار مي كنند.
    
    ديان كه به همراه شوهرش در كانادا زندگي مي كند به نگرش جامعه نسبت به كار خانگي مردان در كانادا اشاره مي كند: «اين يك امر شخصي است. من و همسرم از ابتداي ازدواج قرار گذاشتيم كه كي چه كار كند. او آشپز قابلي است و مسووليت خريد مواد غذايي و خوراك را دارد. ظرف ها را هرشب ماشين ظرفشويي مي شويد. من لباس ها را مي شويم و اتو مي كنم. شوهرم بوتيك لباس دارد و من استاد دانشگاه هستم و تمام مخارج خانه را تقسيم مي كنيم. وقتي به خانه مي آييم در روزهاي تعطيل بقيه مسووليت ها را با هم تقسيم مي كنيم. براي نظافت هم كه هيچ كدام علاقه اي به انجام آن نداريم يك خانم را هفته اي يكبار استخدام كرده ايم. به طور كلي در كانادا كار مردان در خانه پذيرفته شده است. وقتي زن و مرد هردو از سركار برمي گردند بايد كارهاي خانه را با هم انجام دهند. من در تجربه شخصي خود خيلي مردها را ديده ام كه كارهاي خانه مثل آشپزي و نظافت و بچه داري را دوست دارند و بهتر از هر كدبانويي انجام مي دهند. مثل زن هايي كه كارهاي مردانه را از بعضي مردها بهتر انجام مي دهند. حتي دو نفر از همكاران زنم در دانشگاه همسراني دارند كه عهده دار مسووليت هاي خانه داري و بچه داري شده اند و خانم ها خرج خانه را مي دهند. هردو خانواده خيلي خوشبخت و راضي به نظر مي آيند.
    
    در ايران اما هنوز شوهري كه براي زن خسته از راه رسيده اش چايي بريزد و يا سبزي شام را پاك كند كاري عجيب كرده است. زنان شاغلي مانند فريده هنوز تا مرحله عدالت در انجام كارهاي خانه راه طولاني در پيش دارند. اگرچه فريده مشكل و درمانش را تشخيص داده است. او قصد دارد با شوهرش صحبت كند و از وي كمك بطلبد او روي فهم و مهرباني شوهرش حساب مي كند.
    
    
    گزارشي از مشكلات زنان شاغل: سبزي پاك كردن مردان عار نيست 
  

وقتی سیاهی چادرم دل مردهای هرزه را می‌زند….

با وجود تمام ویژگی‌های مفید و غیر قابل انکار حجاب برای بانوان، به ذکر این نکته بسنده می‌کنیم که حجاب، لذت و شادی معنوی را برای یک بانوی مسلمان به ارمغان می‌آورد.

نمی‌دانید چقدر لذت‌بخش است وقتی وارد مغازه‌ای می‌شوم و می‌پرسم: آقا! این‌ها قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمی‌دهد؛ دوباره می‌پرسم: آقا! این‌ها چنده؟ فروشنده که محو موهای رنگ‌کرده زن دیگری است، من را اصلاً نمی‌بیند. باز هم سئوالم بی‌جواب می‌ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون می‌آیم.
نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و… راه می‌روید و صد قافله دل، همراه شما نیست…
نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوشرنگ‌ترین زن‌هاست را می‌زند.
نمی‌دانید چه لذتی دارد، وقتی شاد و سرخوش، در خیابان قدم می‌زنید؛ در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‌ای از زیبایی‌هاتان، پاک شده باشد! و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک‌ترین محل امن برسانید تا هر چه زود‌تر، زیبایی خود را کنترل کنید و زیبایی از دست‌رفته‌تان را به صورتتان باز گردانید.
می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی مردهایی که به خیابان می‌آیند تا لذت ببرند، ذره‌ای به تو محل نمی‌گذارند؟
می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟ می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی کرم قلابِ ماهیگیریِ شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید؟ می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی می‌بینی که می‌توانی اطاعت خدایت را بکنی؛ نه اطاعت هوای نفست رامی دانید؛
واقعاً می‌دانید که چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می‌روید؛ در حالی که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید. واقعاً چه لذتی دارد این حجاب. لذتی وصف ناشدنی… خدایا؛ لذت حجابم مدام باد…

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، درست مثل بیدار شدن از خواب در صبح روز های پاییزی که یکی از سخت ترین کار های دنیاست!

مرد که باشی همه دنیا از تو انتظار دارند، انتظارات بجا و نابجا! اما تو مردی باید خورد شوی و شکسته شوی و تکه تکه شوی اما دم نزنی!

مرد که باشی دنیا و زمین و زمان برایت کوتاه میشوند، نیست میشوند، دیده نمیشوند!

مرد که باشی روزها را سپری میکنی و وقتی به خودت می آیی که موهایت سفید شده و به گذشته فکر میکنی!

مرد که باشی شبها برای فردایت برنامه ریزی میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی!

مرد که باشی باید مسئول باشی، بزرگ باشی، بچه نشوی، باید پدر باشی، بچه بازی نکنی، باید تکیه گاه باشی.

باید شانه برای همدمت باشی، باید با طوفان درونت کوه آرامش اطرافیانت باشی!

مرد که باشی باید بخوری و دم نزنی، باید بریزی توی خودت، مچاله شوی، خرد شوی، تکه تکه شوی اما دم نزنی!

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، آشوب که باشی، طوفانی که باشی،

باید مثل گردباد همه چیز را درون خودت قورت دهی تا مبادا آرامش و آسایش اطرافیانت بهم بریزد!

مرد که باشی نباید از مسئولیت شانه خالی کن، باید استوار باشی، محکم باشی، پدر باشی!

مرد که باشی باید مصمم باشی، پر قدرت باشی، پر انرژی باشی و همیشه امیدوار!

آری مرد بودن سخت ترین کار دنیاست!

باید مرد باشی تا هم خودت باشی و هم چیزی که دیگران میخواهند!

باید مرد باشی تا بدانی مرد بودن درست مثل مادر بودن، سخت ترین کار دنیاست!

محرم

 

بياييد در ماه محرم اگر زنجير نميزنيم ! زنجير از پای بیگناهي باز کنيم...

اگر سينه نميزنيم ! سينه دردمندي را هم نسوزانيم... ا

شکي اگر نميريزيم ! اشک از چهره ي مظلومي پاک کنيم...

قمه نزنيم !! عوضش غم از چهره کودک يتيمي برداريم . . . ا

گه سياه پوش نکرديم خيالي نيست ولي کسي را هم سياه نکنيم.

السلام علیک یا ثارالله

خورشید بر این تیره مغاک افتاده است؟
یا بر سر نی آن سر پاک افتاده است؟!


بر عرش نی از تلاوت او پیداست

هفتاد و دو سوره روی خاک افتاده است

فرارسيدن ايام سوگواري و شهادت مظومانه سيد و سالار عاشقان 
مولا اباعبدالله الحسين عليه السلام٬ و اسوه جوانمردي و ادب و وفا
حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و هفتاد دو لاله خونين کفن
دشت سرخ کربلا تسلیت باد.
 

به عشق مولایم ...

پیامک جدید و متن ادبی عید غدیر

علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟


عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

زنده مانید تا زندگی کنید



 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net
شب ها زود بخواب

صبح ها زودتر بیدار شو

نرمش کن، بدو، کم غذا بخور

زیر بارون راه برو

تو زمستون گلوله برفی درست کن

هر چند وقت یک بار نقاشی بکش

در حمام آواز بخوون و کمی آب بازی کن

سفید بپوش

آب نبات چوبی لیس بزن

بستنی قیفی بخور

به کوچکترها سلام کن

گاهی، شعر بخون

نامه ی کوتاه بنویس

زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش

به دوست های قدیمیت تلفن بزن

فرصت کردی به شنا برو

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن

اراده کن که خواب ببینی

از خواب های بد بپر و آب بخور

چای بخور و برای دیگران چای دم کن

جوراب های رنگی بپوش

مادرت رو بغل کن و روشو ببوس

به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن

دنبال بازی کن، اگر نشد وسطی بازی کن

به برگ درخت ها دقت کن

به بال پروانه ها دقت کن

قاصدک ها رو بگیر و فوت کن

به باغ وحش برو

چرخ و فلک سوار شو

کوه برو

هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده

خواب هات رو تعریف نکن

خواب هات رو بنویس

خنده رو از یاد نبر

چشم هات رو روی هم بگذار

شیرینی بخر

با بچه ها توپ بازی کن

برای خودت برنامه بریز

قبل از خواب موهات رو شانه کن

به سر خودت دستی بکش

خودت رو دوست داشته باش و برای خودت دعا کن!

برای خودت دعا کن که آرام باشی

وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی

تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی

برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی

برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد

چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است

ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی

برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است

خیلی چاله چوله داره؛ دام های زیادی در آن پهن شده و باریکه های خطرناکی داره

پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است

برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی

چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است

هیچ وقت خودت را به مردن نزن!

برای خودت دعا کن که زنده بمانی

زنده ماندن چند راه حل ساده دارد

برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی

باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد

بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت

تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی

همیشه سهمت را بخواه

و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند

برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیزی سینه ات را آلوده کند

برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد

هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند

دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!

اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی

آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود

آن وقت صدایش کن

به نام صدایش کن

او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟!

تو صریح و ساده و رک بگو

هر چیزی که می خواهی فقط از خدا بخواه

خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند

شادمان باش

او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی

از او کمک بگیر

از او بخواه به تو نفس، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت، تاب، بستنی،
سجاده، اشک،حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و عشق... بدهد.
آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از اینکه تو زنده هستی به خودش ببالد !او در نشیب و فرازهای زندگی ات دیگران را نیز فراموش نکن ...ا


ابیاتی عارفانه درباره عید قربان

http://www.yjc.ir/files/fa/news/1391/8/3/463231_815.jpg

یکی از مناسک حج، قربانی است. حاجیان در این روز، در سرزمین منا حاضر می‌شوند و به پیشگاه حضرت دوست قربانی اهدا می‌کنند، ولی این، صورت کار است و حقیقت قربانی چیز دیگری است. حقیقت قربانی، ذبح خواسته‌های نفس و اعلان آمادگی نسبت به جان‌سپاری در راه مشیت معشوق است. در کتاب‌های عرفانی نیز به قربانی از این زاویه نگاه شده است:
کَبْشْ[1] مَنی[2] را به منا ریز خون
نفس دنی را به فنا کن زبون[3]
(جامی)
* * *
در منای قرب یاران، جان اگر قربان کنند
جز به تیغ مِهر او در پیش او بِسمل[4] مباش[5]
(سنایی غزنوی
* * *
ذبح منا کنیم ما تا ببریم از او لقا
نیست برای عاشقان، بهتر از این تجارتی[6]
(فیض کاشانی)

 عید قربان مبارکـــــــــــــــــــ

نجار

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!

التماس...

«هم قد گلوله توپ بود گفتم: چه جوری اومدی اینجا؟ گفت:با التماس!
 گفتم:چه جوری گلوله رو بلند می‌کنی میاری؟ گفت:با التماس!
 به شوخی گفتم،می‌دونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت:با التماس!
تکه‌های بدنش رو که جمع می‌کردم،فهمیدم چقدر التماس کرده...».

اين سفره رنگ رنگ مال خودتان

ارامش بعد جنگ مال خودتان

شيريني جنگ سهم من از دنيا

اين زندگي قشنگ مال خودتان

فرار از مدرسه و علل آن

فرار از مدرسه بیشتر در نوجوانان مبتلا به اختلالات روانی، سایكوپات ها، حالات اضطراب و نظایر آن دیده می شود. در این حالت نوجوان...

 

ترس از مدرسه را باید با فرار از مدرسه فرق گذاشت. فرار از مدرسه بیشتر در نوجوانان مبتلا به اختلالات روانی، سایكوپات ها، حالات اضطراب و نظایر آن دیده می شود. در این حالت نوجوان ازمدرسه فرار می كند و به منزل نمی رود. پدر و مادر از غیبت فرزند از مدرسه اطلاعی ندارند، یعنی در حقیقت نوجوان از مدرسه و منزل هر دو فرار می كند.
ادامه نوشته

شهادت امام محمد باقر

 

 

بقیع حالا سومین گوهر بی بدیل خود را در آغوش می گیرد.

گوهری که نور سینه اش راه بین زمین و آسمان را کوتاه تر کرده است.

شهادت حضرت باقرالعلوم  علیه السلام تسلیت باد . . 

غم...

از خداوند منّان میخوام که صبر و شکیبایی به مادران و پدران این عزیزان عنایت بفرماید.

همگی برای شادی روح بلند مرتبه شان :

 *** فـــاتـــحـــه مـــــع الـــصّـــلـــوات ***

جهت خواندن دلنوشته ی رها دختری از چهارمحال بختیاری به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

نخل ها قيام كرده اند.
رشته كوه هاي زاگرس برخاسته اند به استقبال.
قدم بر فرش بال هاي ملائك بگذار؛
اين‌جا سرزمين عاشقان آل‌علي است.

بر شانه هاي بلند خراسان بنشين
تا آنان‌كه مصطفي(ص) را نديده اند،
به عصمت چشم هايت ايمان بياورند؛‌


تا آنان‌كه مرتضي(ع) را نديده اند،‌
اوصاف بلندش را در قامت رضا(ع) بنگرند.


كرم نما و فرود آی
تا موج هاي سرخ كارون از زير قدم هايت بجوشد!

دست بر سر و روي باغچه ها بكش؛
بلكه درختچه هاي بادام جوانه بزنند،
بلكه رودخانه اي آبي
از دل سنگ هاي سياه بيرون بتراود!


سخن بگو تا اهالي زمين،‌كلمه «لا اله الا الله»‌را
از زبان يك مرد آسماني بشنوند!