خواهرم! چادرت ارزش است باور کن...
![]()
اندوه ما در غم از دست دادن این عزیز بزرگوار در واژه ها نمی گنجد. تنها می توانیم
آرزو کنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوست عزیز به اندازه ی دریای غم شان
باشد.
با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از
این میهمان جدید پذیرایی کند.

همایش بزرگ پیاده روی بانوان انگوت
به مناسبت گرامیداشت روز مادر و هفته معلم
با همکاری مشاور امور بانوان و
مشاور جوان اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت
و اداره تربیت بدنی شهرستان گرمی
به روایت تصویر








معلمی شغل نیست. عشق است. ذوق است. ایثار و فداکاریست. اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست، بر تو مبارک.
استاد شهید، مرتضی مطهری

ديروز ميگفتم : مشقهايم را خط بزن ... مرا مزن
روي تخته خط بكش ... گوشم را مكش
مهر را در دلم جاري بكن ... جريمه مكن
هرچه تكليف ميخواهي بگير ... امتحان سخت مگير
اما اكنون اي معلم عزيزم ...
مرا بزن ... گوشم را بكش ... جريمه بكن ... امتحان سخت بگير
فقط مرا يك لحظه به دوران خوب مدرسه بازگردان ...

قبل ترها فقط چشم هایت را دوست داشتم
حالا چین و چروک های کنارشان را هم دوست دارم
مــــــــــــــــــــــــادرم

![]()
السلام عليک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ،
یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا،
اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ،
وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا،
یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ
خزان زودهنگام وكبودشدن ياس بوستان پيامبرتسليت باد

در....
تلــــــــاطــــــــــم زمــــــــــان....
بـــــــــر دل ســـــــیـــــــــاه خویـــــــــــــش.....
نام زیبایــــــــتـــــــــ را مــــــــی نویـــــــــــســـــــــم.....
یا مهدی............
زمین، باز هم لرزید و مادران و پدران سرزمینمان کاشانه مهرشان فرو ریخت و کرشمه بیداد، کودکانی را بی پناه و تنها ساخت.
باری دگر، دستهای توانمند سازنده را خورشید مهر سازیم و کمکرسان شویم تا
نگاهی را آرام و دلی را شاد کنیم


۲۲ بهمن را با حضور خود زیباتر از سال پیش بکن این راهپیمایی بی نظیر با حضور تو رنگین تر می شود

جمعیت فوج فوج خودش را به فرودگاه میرساند. ایران دریایی شده بود خروشان که میخواست در اقیانوس قلب تو حل شود. چشمها آسمان را نگاه میکرد همچون منجمّی که میخواهد مهمترین ستاره را پس از سالها دوباره رصد کند.
ایران قلبی شده بود که هر لحظه در انتظار این واقعه سرنوشتساز میتپید. خیابانها با دسته گلهای مردم تزئین شده بود…
زمین از شور این دیدار در پوست خود نمیگنجید. آسمان آنقدر پاک نفس میکشید که گویی آزادترین لحظه را به خود میبیند. زمان، دوران ستم را به عقب و عقبتر میراند تا به آخرین دقایق خود برساند. عقربهها هم انگار طاقت حتی یک دقیقه را نداشتند. همه چیز و همه کس میخواست زودتر خود را به لحظه موعود برساند. به آن لحظات باشکوه، به آن لحظات به یاد ماندنی، لحظه دیدار یک پیر با مریدانش، لحظه پیوستن دریا به اقیانوس، لحظه رهایی پرندگان، لحظه شکستن زنجیرها، لحظه به پایان رسیدن سالهای دوری و غربت.
آری، تو آمدی با آن نگاه نافذت، با همان ابهت همیشگیات و با آن کلام شیوایت.
ای روح بلند، خدا را در تمام زندگیات دیدیم و پاکی را در تمام وجودت یافتیم. ای سراسر پاکی؛ ای سراسر ایمان! نمیدانم آن لحظهای که آرام در آسمان خدا پرواز میکردی، چه نیرویی ترس را در نظرت هیچ شمرد؟ و چه قدرتی تو را همچون پرندهای سبکبال به آشیانه رساند؟ آن روز فوج فوج مردم مرواریدهای اشکشان را تقدیم تو میکردند و تنها حضور تو، پاسخ این همه اشتیاق بود.
آرام و مهربان از پلّههای هواپیما پایین آمدی؛ قدم در بوستانی میگذاشتی که باغبان گلهایش خودت بودی. آری! اینها همان «یاران در گهوارهاند» که امروز با پای برهنه سر از پا نمیشناسند. اینها همان جوانانی هستند که «امید و آینده این کشورند».
ای میلههای سرد تحکّم خدا حافظ …
اداره آموزش و پرورش منطقه انگـــــوت
با همکـــاری مشاور امــــــور بــــــانوان
و مشاور جوان این اداره برگزار می کند:
مسابقه کتابخوانی "پرسمان حجاب"

ویژه دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی و دبیرستان منطقه انگوت
به مناسبت ۱۷ دی، سالــــروز اجرای طرح استعماری کشف حجاب

«پرسمان حجاب؛ پژوهشی در باب پوشش از ديدگاه قرآن» نوشته حسين مهدیزاده
برای دریافت سوالات این مسابقه به ادامه مطلب... مراجعه نمایید.
شعری از آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت ۱۷ دی
اجـــــرای طرح استعماری کشف حجاب توسط رضاشاه

نمود آن بدسرشت کمتر از زن
برهنه بانوان در کـــوی و برزن
پــــی کشف حجــــاب آن ناکس پست
بسی کشت و بسی آزرد وبس خست
زن و دخـتر به دست پاسبانان
به هر کوی و گذر نالان وگریان
برای قسمتی اشرار بی عـار
درِفحشا گشود آن شوم غدار
چه باعفت زنی کز خوف جان داد
چه آبستن زنی کـــــو حمل بنهاد
بســــا محجوبه کز ضرب لگد مرد
بسا مستوره کاندامش شده خرد
همه جــــــا زود جشن آن گرفتند
به میل خویشتن بس یاوه بستند
زن اندر کــل دنیا هست آزاد
کجا دیده زنی این گونه بیداد
چرا مجبور در کشف حجــاب است
چرا این گونه در رنج و عذاب است
بر ایشان بیش از اندازه جفا رفت
هــــوای نفس را بین تا کجا رفت
اگر می بود ما را غیــــرت دین
نمی کردیم از این ظلم تمکین
چنان داد اختیار خیـل نسوان
به دست بی مروت پاسبانان
که شد هر بی سروپا حکم فرما
بر آن بیچارگــــان ز اعلا و ادنـــا
مگو نظمیه ،کـو دار جنایت
در او گرد آمده اهل غوایت
چه خیری پس در این کشف حجاب است؟
چه کس سیــــراب، آخر زین سراب است؟
هزاران زحمــت آرد بی حجابی
به دل ها کینه کارد بی حجابی
هزاران فتنه ها در اوست اندر
هلاک عالمی در اوست مضمر
حجاب از بهر زن فخر و وقار است
برایش در دو عالــــم افتخار است
به مناسبت فرارسیدن ۱۷ دی روز "اجرای طرح استعماری حذف حجاب توسط رضاخان"، مشاور امور بانوان، خانم مهدوی، و مشاور جوان اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت، خانم صادقی با ریاست محترم این اداره، آقای معرفت، تشکیل جلسه دادند.
در این جلسه که به منظور هماهنگی برنامه های پیشنهادی این مناسبت، تشکیل شده بود، آقای معرفت با اشاره به فرمایش دکتر شهید بهشتی مبنی بر اینکه "زن در اسلام زنده، سازنده و رزمنده است به شرط آنکه لباس رزمش، لباس عفتش باشد."، به تبیین مسئله حجاب و اهمیت رعایت آن در بین دانش آموزان و فرهنگیان پرداختند. ایشان حجاب را کلید نزدیکی به فاطمه زهرا(س) عنوان کردند و بانوان را به الگوگرفتن از سیره ی عملی این بزرگوار دعوت کردند.
سپس هریک از مشاوران اداره پیشنهادات و برنامه های خود را در این زمینه بیان کردند و در پایان مقرر گردید که:
۱- بروشور حجاب تهیه شده توسط مشاور امور بانوان منطقه در مدارس توزیع گردد.
۲- ایستگاه نقاشی با موضوع حجاب در مدرسه ابتدایی ۲۲بهمن انگوت برپا شود.
۳- گفتمان دینی با محوریت حجاب ویژه دانش آموزان متوسطه دختر در دبیرستان شرف برگزار گردد.
۴- مسابقه ی کتابخوانی "پرسمان حجاب" ویژه دانش آموزان دختر برگزار گردد.
۵- موضوعات جلسه حلقه های شجره طیبه صالحین دانش آموزی و فرهنگیان به حجاب اختصاص داده شود.
۶- بانوان فرهنگی محجبه شناسایی و جهت تجلیل به اداره معرفی گردند.

هیئت متوسلین حضرت رقیه (س) که بصورت خودجوش و متشکل از بانوان فرهنگی آموزشگاه فاطمة الزهرای انگوت است، سالانه به مناسبت پنجم صفر، سالروز شهادت این بانوی کوچک سه ساله، با پهن کردن سفره نذری و برگزاری برنامه های مذهبی، شهادت بانو را به سوگ می نشینند.

امسال نیز طبق روال سنوات قبل این مراسم با همت بانوان فرهنگی آموزشگاه و با حضور ریاست محترم اداره و هئیت همراه، اعضای انجمن اولیا و مربیان روز یکشنبه مورخه ۳/۱۰/۹۱ در محل نمازخانه آموزشگاه برگزار گردید.

بعد از قرائت کلام وحی توسط یکی از دانش آموزان، ریاست محترم اداره آموزش و پرورش منطقه انگوت، آقای معرفت، در بیانات کوتاهی درباره ی شخصیت والای حضرت رقیه (س) و مصیبت های وارده بر این دختر کوچک امام حسین(ع) سخن راندند. ایشان از صبر و دیانت بانو در غم از دست دادن پدر و برادرانش یاد کردند و اسارت و شکنجه های ایشان را در خرابه ی شام جلوه ای از صبر و استقامت دانستند و همه را به الگوگیری از یادگار امام حسین(ع) دعوت کردند.

بعد از آن، مداح اهل بیت، آقای سیدهمتی با نوحه خوانی و ذکر مصیبت سه ساله کربلا، حاضرین را به اوج معنویت رساند و اشک ها را در سوگ این عزیز روانه ساختند.
TRGVVVVVVVV56MGK
بعدازظهر كه فريده از اداره به خانه مي آيد تازه شيفت دوم كارش شروع مي شود. از همان تعاوني اداره شان بخشي از خريد خانه را انجام مي دهد و برنامه شام را در ذهنش مرور مي كند. وقتي وارد مي شود خانه همان طور است كه فكرش را مي كرد، ريخته و پاشيده، انبوه ظرف هاي نشسته اي كه مثل هميشه ساعت ها به انتظار او نشسته اند، با بچه هايي كه كلي رسيدگي لازم دارند و البته شوهر. كاش شوهرش تا رسيدن او يكي از اين كارها را انجام داده باشد. فكرهايش را يكبار ديگر مرور مي كند و تصميمش را مي گيرد: «بايد باهاش حرف بزنم. اين جوري ديگه نمي كشم. الان يك ماه است رگ قلبم تير مي كشد و نفسم را بند مي آورد، اما وقت نمي كنم برم دكتر. اون هم بيچاره كار مي كنه ولي بايد شرايط منو درك كنه. اگه بگم مي فهمه. مرد دل رحميه. همين امشب...»
در خانه را باز مي كند و چشمش به ميهمان ها مي افتد. مادر شوهر با دختر و پسرش آمده اند. بعد از سلام عليك و خوشامد، حتي وقت آه كشيدن را هم ندارد. به سرعت روانه آشپزخانه مي شود. كاش بتواند كمك به مشق شب بچه ها را به عهده مهمان ها بگذارد. روي شوهر نمي توان حساب كرد. امشب او هم در خانه خودش ميهمان است. بارها ديده كه خجالت مي كشد جلوي مادرش در خانه كار كند. مادرشوهرش هرگز اجازه نمي داده پسرهايش در خانه يك ليوان آب بردارند. همين الان هم معلوم نيست دوباره نگويد زن بايد زنيت داشته باشد و زن هاي قديم تا سركه ترشي و نشاسته شيريني شان را در خانه درست مي كردند و هيچ چيز از بيرون نمي خريدند...
فريده در اين مشكل خود تنها نيست. با رشد اشتغال زنان خارج از خانه، مسايل جديدي در ارتباط با حقوق زنان پديد آمد كه نياز به بازبيني و باز تعريف نقش ها و تقسيم كار بين دو جنس و حدود مسووليت ها و حقوق را طلب مي كرد. يكي از مهم ترين آن ها كه هم اكنون به مشغله فكري فمينيست هاي فرانسوي شده; موضوع وظايف خانگي زنان شاغل است. اين زنان علاوه بركار خارج از خانه و تامين بخش يا كل هزينه خانواده پس از ورود به خانه با همان وظايف سنتي هم مواجه هستند. در تحقيقي كه اخيرا ً از طرف يكي از سازمان هاي پژوهشي زنان در فرانسه به چاپ رسيد گفته شده است كه 75 درصد زنان شاغل فرانسوي به نسبت مردان زندگي شان _سه ساعت بيش تر كار مي كنند. نتيجه تحقيق طرفداران برابري حقوق زن و مرد را به باز بيني مسايل اشتغال زنان انداخته است. برخي راه حل را در اشتغال نيمه وقت زنان مي دانند. به اين ترتيب هم جامعه از نيروي زنان بهره مند مي شود و فرد ارتباطش را با بازار كار و جامعه حفظ مي كند و هم زنان مي توانند به وظايف مادري و خانه داري خود برسند.
فيروزه مظاهري، روانشناس و مددكار خانواده مي گويد: «مساله اين جاست كه يك زن شاغل ظاهراً هشت ساعت و در واقع بيش تر از آن در بيرون خانه كار مي كند. اگر زماني كه بايد بيدار و حاضر شود تا به سركار برود و زمان برگشت كه در راه است را نيز به اين ميزان اضافه كنيم از هشت ساعت حتماً بيش تر است. علاوه برآن به خانه برمي گردد كه مسووليت آن را نيز به عهده دارد. اين انصاف نيست كه از او همان توقعات يك زن خانه دار تمام وقت را داشته باشند. انتظار انجام وظايفي كه به طور سنتي برعهده او بوده و اكنون با عوض شدن نقش ها ديگر زن توانايي يا فرصت انجام آن را ندارد. طبيعي است كه نياز به همياري شوهرش داشته باشد. شوهري كه گاه زودتر از او از سركار برگشته يا اصلاً در خانه بوده است. كمك مردان در كار خانه به ادامه زندگي مشترك كمك مي كند و از دعواها و دلخوري هاي زندگي زناشويي مي كاهد. من در اين ميان نگرش اجتماع را مهم مي دانم. مردان ما مي خواهند و مي دانند كه لازم است كه در كار خانه به همسران شاغل خود كمك كنند، اما آن ها مي ترسند ديگران آن ها را تمسخر كنند نگرش عمومي نسبت به كار مردان در خانه بايد تغيير كند. آشپزي، بچه داري يا سبزي پاك كردن براي مردان ننگ نيست.
مردان صورتي
مظاهري به نكته ظريفي هم اشاره مي كند كه از موانع برابري زن و مرد است و آن مساله هويت مردانه است. الگوي سنتي مردانگي، مرد را نان آور و رييس خانواده مي شناسد كه در ضمن جدي، خشن و يك دنده است. در حالي كه هويت مردانه براي جهان امروز نياز به باز تعريف دارد. در جهاني كه خشونت مذموم است و ثابت شده كه خشونت، بيش از زنان و كودكان، از مردان قرباني مي گيرد، ديگر جمله «مرد بايد خشن باشد» خنده دار است.
معصومي، جامعه شناس ايراني مقيم كانادا به پديده «مردان صورتي» اشاره مي كند: «در جامعه مدرن آن هم در جامعه اي مانند كبك كه رشد و توسعه امروزي آن مديون كار زنان است و با وجود انبوه متخصصان و كارمندان زن، رانندگان مترو و كاميون و وزير و مهندس و... طبيعي است كه تعاريف و نقش هاي قديمي مرد و زن نيز تغيير يافته است. شما با زناني روبه رو مي شويد كه مانند مردان محكم راه مي روند و كار مي كنند و در طرف ديگر مرداني را مي بينيد كه خشونت و نيروي مردانه شان تلطيف شده و به اصطلاح مردان صورتي ناميده مي شوند. مرداني كه به دليل تجرد يا علاقه شخصي در كارهايي مانند آشپزي و خانه داري مانند يك كدبانو ماهرند و بيرون از خانه نيز كار مي كنند.
ديان كه به همراه شوهرش در كانادا زندگي مي كند به نگرش جامعه نسبت به كار خانگي مردان در كانادا اشاره مي كند: «اين يك امر شخصي است. من و همسرم از ابتداي ازدواج قرار گذاشتيم كه كي چه كار كند. او آشپز قابلي است و مسووليت خريد مواد غذايي و خوراك را دارد. ظرف ها را هرشب ماشين ظرفشويي مي شويد. من لباس ها را مي شويم و اتو مي كنم. شوهرم بوتيك لباس دارد و من استاد دانشگاه هستم و تمام مخارج خانه را تقسيم مي كنيم. وقتي به خانه مي آييم در روزهاي تعطيل بقيه مسووليت ها را با هم تقسيم مي كنيم. براي نظافت هم كه هيچ كدام علاقه اي به انجام آن نداريم يك خانم را هفته اي يكبار استخدام كرده ايم. به طور كلي در كانادا كار مردان در خانه پذيرفته شده است. وقتي زن و مرد هردو از سركار برمي گردند بايد كارهاي خانه را با هم انجام دهند. من در تجربه شخصي خود خيلي مردها را ديده ام كه كارهاي خانه مثل آشپزي و نظافت و بچه داري را دوست دارند و بهتر از هر كدبانويي انجام مي دهند. مثل زن هايي كه كارهاي مردانه را از بعضي مردها بهتر انجام مي دهند. حتي دو نفر از همكاران زنم در دانشگاه همسراني دارند كه عهده دار مسووليت هاي خانه داري و بچه داري شده اند و خانم ها خرج خانه را مي دهند. هردو خانواده خيلي خوشبخت و راضي به نظر مي آيند.
در ايران اما هنوز شوهري كه براي زن خسته از راه رسيده اش چايي بريزد و يا سبزي شام را پاك كند كاري عجيب كرده است. زنان شاغلي مانند فريده هنوز تا مرحله عدالت در انجام كارهاي خانه راه طولاني در پيش دارند. اگرچه فريده مشكل و درمانش را تشخيص داده است. او قصد دارد با شوهرش صحبت كند و از وي كمك بطلبد او روي فهم و مهرباني شوهرش حساب مي كند.

بياييد در ماه محرم اگر زنجير نميزنيم ! زنجير از پای بیگناهي باز کنيم...
اگر سينه نميزنيم ! سينه دردمندي را هم نسوزانيم... ا
شکي اگر نميريزيم ! اشک از چهره ي مظلومي پاک کنيم...
قمه نزنيم !! عوضش غم از چهره کودک يتيمي برداريم . . . ا
گه سياه پوش نکرديم خيالي نيست ولي کسي را هم سياه نکنيم.
خورشید بر این تیره مغاک افتاده است؟
یا بر سر نی آن سر پاک افتاده است؟!
بر عرش نی از تلاوت او پیداست
هفتاد و دو سوره روی خاک افتاده است


فرارسيدن ايام سوگواري و شهادت مظومانه سيد و سالار عاشقان
مولا اباعبدالله الحسين عليه السلام٬ و اسوه جوانمردي و ادب و وفا
حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و هفتاد دو لاله خونين کفن
دشت سرخ کربلا تسلیت باد.

علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

یکی از
مناسک حج، قربانی است. حاجیان در این روز، در سرزمین منا حاضر میشوند و به
پیشگاه حضرت دوست قربانی اهدا میکنند، ولی این، صورت کار است و حقیقت
قربانی چیز دیگری است. حقیقت قربانی، ذبح خواستههای نفس و اعلان آمادگی
نسبت به جانسپاری در راه مشیت معشوق است. در کتابهای عرفانی نیز به
قربانی از این زاویه نگاه شده است:
کَبْشْ[1] مَنی[2] را به منا ریز خون
نفس دنی را به فنا کن زبون[3]
(جامی)
* * *
در منای قرب یاران، جان اگر قربان کنند
جز به تیغ مِهر او در پیش او بِسمل[4] مباش[5]
(سنایی غزنوی
* * *
ذبح منا کنیم ما تا ببریم از او لقا
نیست برای عاشقان، بهتر از این تجارتی[6]
(فیض کاشانی)
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
اين سفره رنگ رنگ مال خودتان
ارامش بعد جنگ مال خودتان
شيريني جنگ سهم من از دنيا
اين زندگي قشنگ مال خودتان
| |
|
| |
|
ترس از مدرسه را باید با فرار از مدرسه فرق گذاشت. فرار از مدرسه بیشتر در نوجوانان مبتلا به اختلالات روانی، سایكوپات ها، حالات اضطراب و نظایر آن دیده می شود. در این حالت نوجوان ازمدرسه فرار می كند و به منزل نمی رود. پدر و مادر از غیبت فرزند از مدرسه اطلاعی ندارند، یعنی در حقیقت نوجوان از مدرسه و منزل هر دو فرار می كند. |
بقیع حالا سومین گوهر بی بدیل خود را در آغوش می گیرد.
گوهری که نور سینه اش راه بین زمین و آسمان را کوتاه تر کرده است.
شهادت حضرت باقرالعلوم علیه السلام تسلیت باد . .

از خداوند منّان میخوام که صبر و شکیبایی به مادران و پدران این عزیزان عنایت بفرماید.
همگی برای شادی روح بلند مرتبه شان :
*** فـــاتـــحـــه مـــــع الـــصّـــلـــوات ***
جهت خواندن دلنوشته ی رها دختری از چهارمحال بختیاری به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید.

نخل ها قيام كرده اند.
رشته كوه هاي زاگرس برخاسته اند به استقبال.
قدم بر فرش بال هاي ملائك بگذار؛
اينجا سرزمين عاشقان آلعلي است.
بر شانه هاي بلند خراسان بنشين
تا آنانكه مصطفي(ص) را نديده اند،
به عصمت چشم هايت ايمان بياورند؛
تا آنانكه مرتضي(ع) را نديده اند،
اوصاف بلندش را در قامت رضا(ع) بنگرند.
كرم نما و فرود آی
تا موج هاي سرخ كارون از زير قدم هايت بجوشد!
دست بر سر و روي باغچه ها بكش؛
بلكه درختچه هاي بادام جوانه بزنند،
بلكه رودخانه اي آبي
از دل سنگ هاي سياه بيرون بتراود!
سخن بگو تا اهالي زمين،كلمه «لا اله الا الله»را
از زبان يك مرد آسماني بشنوند!