TRGVVVVVVVV56MGK
  

  بعدازظهر كه فريده از اداره به خانه مي آيد تازه شيفت دوم كارش شروع مي شود. از همان تعاوني اداره شان بخشي از خريد خانه را انجام مي دهد و برنامه شام را در ذهنش مرور مي كند. وقتي وارد مي شود خانه همان طور است كه فكرش را مي كرد، ريخته و پاشيده، انبوه ظرف هاي نشسته اي كه مثل هميشه ساعت ها به انتظار او نشسته اند، با بچه هايي كه كلي رسيدگي لازم دارند و البته شوهر. كاش شوهرش تا رسيدن او يكي از اين كارها را انجام داده باشد. فكرهايش را يكبار ديگر مرور مي كند و تصميمش را مي گيرد: «بايد باهاش حرف بزنم. اين جوري ديگه نمي كشم. الان يك ماه است رگ قلبم تير مي كشد و نفسم را بند مي آورد، اما وقت نمي كنم برم دكتر. اون هم بيچاره كار مي كنه ولي بايد شرايط منو درك كنه. اگه بگم مي فهمه. مرد دل رحميه. همين امشب...»
    
    در خانه را باز مي كند و چشمش به ميهمان ها مي افتد. مادر شوهر با دختر و پسرش آمده اند. بعد از سلام عليك و خوشامد، حتي وقت آه كشيدن را هم ندارد. به سرعت روانه آشپزخانه مي شود. كاش بتواند كمك به مشق شب بچه ها را به عهده مهمان ها بگذارد. روي شوهر نمي توان حساب كرد. امشب او هم در خانه خودش ميهمان است. بارها ديده كه خجالت مي كشد جلوي مادرش در خانه كار كند. مادرشوهرش هرگز اجازه نمي داده پسرهايش در خانه يك ليوان آب بردارند. همين الان هم معلوم نيست دوباره نگويد زن بايد زنيت داشته باشد و زن هاي قديم تا سركه ترشي و نشاسته شيريني شان را در خانه درست مي كردند و هيچ چيز از بيرون نمي خريدند...
    
    فريده در اين مشكل خود تنها نيست. با رشد اشتغال زنان خارج از خانه، مسايل جديدي در ارتباط با حقوق زنان پديد آمد كه نياز به بازبيني و باز تعريف نقش ها و تقسيم كار بين دو جنس و حدود مسووليت ها و حقوق را طلب مي كرد. يكي از مهم ترين آن ها كه هم اكنون به مشغله فكري فمينيست هاي فرانسوي شده; موضوع وظايف خانگي زنان شاغل است. اين زنان علاوه بركار خارج از خانه و تامين بخش يا كل هزينه خانواده پس از ورود به خانه با همان وظايف سنتي هم مواجه هستند. در تحقيقي كه اخيرا ً از طرف يكي از سازمان هاي پژوهشي زنان در فرانسه به چاپ رسيد گفته شده است كه 75 درصد زنان شاغل فرانسوي به نسبت مردان زندگي شان _سه ساعت بيش تر كار مي كنند. نتيجه تحقيق طرفداران برابري حقوق زن و مرد را به باز بيني مسايل اشتغال زنان انداخته است. برخي راه حل را در اشتغال نيمه وقت زنان مي دانند. به اين ترتيب هم جامعه از نيروي زنان بهره مند مي شود و فرد ارتباطش را با بازار كار و جامعه حفظ مي كند و هم زنان مي توانند به وظايف مادري و خانه داري خود برسند.
    
    فيروزه مظاهري، روانشناس و مددكار خانواده مي گويد: «مساله اين جاست كه يك زن شاغل ظاهراً هشت ساعت و در واقع بيش تر از آن در بيرون خانه كار مي كند. اگر زماني كه بايد بيدار و حاضر شود تا به سركار برود و زمان برگشت كه در راه است را نيز به اين ميزان اضافه كنيم از هشت ساعت حتماً بيش تر است. علاوه برآن به خانه برمي گردد كه مسووليت آن را نيز به عهده دارد. اين انصاف نيست كه از او همان توقعات يك زن خانه دار تمام وقت را داشته باشند. انتظار انجام وظايفي كه به طور سنتي برعهده او بوده و اكنون با عوض شدن نقش ها ديگر زن توانايي يا فرصت انجام آن را ندارد. طبيعي است كه نياز به همياري شوهرش داشته باشد. شوهري كه گاه زودتر از او از سركار برگشته يا اصلاً در خانه بوده است. كمك مردان در كار خانه به ادامه زندگي مشترك كمك مي كند و از دعواها و دلخوري هاي زندگي زناشويي مي كاهد. من در اين ميان نگرش اجتماع را مهم مي دانم. مردان ما مي خواهند و مي دانند كه لازم است كه در كار خانه به همسران شاغل خود كمك كنند، اما آن ها مي ترسند ديگران آن ها را تمسخر كنند نگرش عمومي نسبت به كار مردان در خانه بايد تغيير كند. آشپزي، بچه داري يا سبزي پاك كردن براي مردان ننگ نيست.
    
    مردان صورتي
    
    مظاهري به نكته ظريفي هم اشاره مي كند كه از موانع برابري زن و مرد است و آن مساله هويت مردانه است. الگوي سنتي مردانگي، مرد را نان آور و رييس خانواده مي شناسد كه در ضمن جدي، خشن و يك دنده است. در حالي كه هويت مردانه براي جهان امروز نياز به باز تعريف دارد. در جهاني كه خشونت مذموم است و ثابت شده كه خشونت، بيش از زنان و كودكان، از مردان قرباني مي گيرد، ديگر جمله «مرد بايد خشن باشد» خنده دار است.
    
    معصومي، جامعه شناس ايراني مقيم كانادا به پديده «مردان صورتي» اشاره مي كند: «در جامعه مدرن آن هم در جامعه اي مانند كبك كه رشد و توسعه امروزي آن مديون كار زنان است و با وجود انبوه متخصصان و كارمندان زن، رانندگان مترو و كاميون و وزير و مهندس و... طبيعي است كه تعاريف و نقش هاي قديمي مرد و زن نيز تغيير يافته است. شما با زناني روبه رو مي شويد كه مانند مردان محكم راه مي روند و كار مي كنند و در طرف ديگر مرداني را مي بينيد كه خشونت و نيروي مردانه شان تلطيف شده و به اصطلاح مردان صورتي ناميده مي شوند. مرداني كه به دليل تجرد يا علاقه شخصي در كارهايي مانند آشپزي و خانه داري مانند يك كدبانو ماهرند و بيرون از خانه نيز كار مي كنند.
    
    ديان كه به همراه شوهرش در كانادا زندگي مي كند به نگرش جامعه نسبت به كار خانگي مردان در كانادا اشاره مي كند: «اين يك امر شخصي است. من و همسرم از ابتداي ازدواج قرار گذاشتيم كه كي چه كار كند. او آشپز قابلي است و مسووليت خريد مواد غذايي و خوراك را دارد. ظرف ها را هرشب ماشين ظرفشويي مي شويد. من لباس ها را مي شويم و اتو مي كنم. شوهرم بوتيك لباس دارد و من استاد دانشگاه هستم و تمام مخارج خانه را تقسيم مي كنيم. وقتي به خانه مي آييم در روزهاي تعطيل بقيه مسووليت ها را با هم تقسيم مي كنيم. براي نظافت هم كه هيچ كدام علاقه اي به انجام آن نداريم يك خانم را هفته اي يكبار استخدام كرده ايم. به طور كلي در كانادا كار مردان در خانه پذيرفته شده است. وقتي زن و مرد هردو از سركار برمي گردند بايد كارهاي خانه را با هم انجام دهند. من در تجربه شخصي خود خيلي مردها را ديده ام كه كارهاي خانه مثل آشپزي و نظافت و بچه داري را دوست دارند و بهتر از هر كدبانويي انجام مي دهند. مثل زن هايي كه كارهاي مردانه را از بعضي مردها بهتر انجام مي دهند. حتي دو نفر از همكاران زنم در دانشگاه همسراني دارند كه عهده دار مسووليت هاي خانه داري و بچه داري شده اند و خانم ها خرج خانه را مي دهند. هردو خانواده خيلي خوشبخت و راضي به نظر مي آيند.
    
    در ايران اما هنوز شوهري كه براي زن خسته از راه رسيده اش چايي بريزد و يا سبزي شام را پاك كند كاري عجيب كرده است. زنان شاغلي مانند فريده هنوز تا مرحله عدالت در انجام كارهاي خانه راه طولاني در پيش دارند. اگرچه فريده مشكل و درمانش را تشخيص داده است. او قصد دارد با شوهرش صحبت كند و از وي كمك بطلبد او روي فهم و مهرباني شوهرش حساب مي كند.
    
    
    گزارشي از مشكلات زنان شاغل: سبزي پاك كردن مردان عار نيست